تبليغاتX
.::|| کوبیسم ||::.
سه شنبه 28 شهریور1385
حسنک کجایی؟

 

سگ واق واق می كرد، وهمه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی، شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود. حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند. موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد. كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد. پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد، پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود. او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد. برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود. ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و كور بود. الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد، او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد....!!

....

بابل جک

نوشته شده توسط یگانه در 3:9 PM | | لینک به این مطلب
جمعه 24 شهریور1385
alec cartio

 

 23 شهریور روز تولد   Alec cartio

امسال 21 سالش شد  .. خیلی جالبه چون اصلا بهش نمیاد

 

 

Director Alexander Cartio began his artistic journey as a musician at the age of 16 when he joined the renowned europian boy band Caymen. After a few successful years of songwriting and performing with the band the young musician found his true gift in combining the art of music with film and creating music videos.

He graduated from the Stockholm school of media and arts in 2001 with honors,specializing in directing and editing. Shortly after Mr. Cartio found himself in the renowned music scene of Stockholm, directing videos for such popular European artists as Until, Arash, Cameron Cartio, Qwan, Rebecca Zadig and others.

Later he moved to Los Angeles and established a production company, Atlantis Pictures.

In the past three years the young director has produced and directed some 40 music videos under the Atlantis Pictures banner, hitting top ten charts on MTVE, MTV Russia, VIVA and Scandinavian ZTV and becoming one of the hottest directors in Europe.

Some of the clients include Sony recording artist Cameron, Warner Music Recording artist Arash, Emi recording boy band

Fuel, Warner Chappell's Hip Hop phenomenon Qwan and others.

 

 

با تشکراز  نگار

این هم چند تا عکس از Cameron cartio

cameron

cameron

cameron

                                      cameron

 

خیلی حال میکنید ها ...!! 

 

نوشته شده توسط یگانه در 1:11 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 22 شهریور1385
چرا....؟

 

چهار نفر بودن اسمشون اینها بود..

همه کس..یه کسی..هر کسی..هیچ کس..!

 

کار مهمی در پیش داشتن... همه مطمئن بودن که یه  کسی این کار رو به انجام می رسونه..

هر کسی می تونست این کارو بکنه..اما هیچ کس این کارو نکرد..

یک کسی عصبانی شد..چرا که این کار کار همه کس بود..اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد..سر انجام داستان این جوری تمام شد که هر کسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کسی کاری نکرد ..که همه کس می تونست انجام بده..

 

 

 با تشکر از بارون

 

 

                    unique

نوشته شده توسط یگانه در 0:2 AM | | لینک به این مطلب
یکشنبه 19 شهریور1385

نوشته شده توسط یگانه در 2:12 AM | | لینک به این مطلب
یکشنبه 19 شهریور1385
من خیلی بچه ها رو دوست دارم مخصوصا خنده هاشونو ..!!uniqu
نوشته شده توسط یگانه در 2:3 AM | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 16 شهریور1385
خرگوش

نوشته شده توسط یگانه در 2:16 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 15 شهریور1385
گضنفر

 

سلام این هم جریان گضنفر .. شاید جریان گضنفر عشقی خودم باشه

 

 

 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمان خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
 

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

 

نوشته شده توسط یگانه در 0:18 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 8 شهریور1385
امضا شناسی..!
 

..کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنند انسان‌هاي منطقي هستند 

..كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند

..
كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در امور دارند 

..
كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند

..كساني که
با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند

..كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند

..
كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند 

..
كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند 

..
كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند

..  كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ، كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند

 

                                                  

 

حالا شما چه شخصیتی دارید؟ درمورد شما درسته.. ؟؟

 

اگر قرار باشه در مورد من هم صدق کنه که دیگه هیچی... حتما من یه آدم چند شخصیتی هستم دیگه..!!

 

 

 

نوشته شده توسط یگانه در 10:23 PM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 1 شهریور1385
خواستگار..!!

سلام ..

این هم یه مطلب به نفع پسرها...!!

 

یه دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه

دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه....!! ولی مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوتمند.. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق کافی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه

دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه

دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد...!! هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته

دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مرد مورد علاقش هنوز نفس بکشه... بیچاره...!!.....................!!!

 

 من هنوز ۱۸ سالم نشده اما

نوشته شده توسط یگانه در 12:28 PM | | لینک به این مطلب