تبليغاتX
.::|| کوبیسم ||::.
یکشنبه 22 مهر1386

 

نخبه شناسی!!

 

 

اگر فکر میکنید نخبه ها فقط کسانی هستند که از هوش و ذکاوت و پشتکار زیادی برخوردارند سخت در اشتباهید!

نخبه بی حیا: ارشمیدس،به دلیل عدم رعایت شئونات در حین یافتن!

نخبه ی علاف: نیوتن، به دلیل مگس پرانی و یه قل دو قل زیر درخت سیب!

نخبه اشتباهی: ابن سینا، به دلیل نامگذاری اشتباهی کتابهایش!

نخبه ریاضی: علی پروین، به دلیل طرح نظریه: ۷۰٪ آماده ایم میماند ۴۰٪ بقیه!

نخبه منکرات سر خود: بابا طاهر عریان!

نخبه جهت یابی: علی اکبر استاد اسدی، بخاطر باز کردن دروازه ایران در بازی ایران-ژاپن!

نخبه با تعصب: علی انصاریان، به دلیل تعصب بیش از اندازه به باشگاه پرسپولیس!

نخبه آمارگیر: گراهام بل، بخاطر اختراع تلفن!

نخبه لعنتی: مخترع تلفن همراه، به دلیل اینکه اختراعش هرماه چندین ده هزارتومان برای ما قبض به ارمغان

 می آورد!

نخبه آدم کش: برادران رایت، بدلیل اینکه اختراع آنها یعنی هواپیما سالانه جانه چند صدنفر رو میگیره!

نخبه فداکار: پتروس، چون توانست فشار آب پشت یک سد را با یک انگشت مهار کند!

نخبه سرکاری: مونالیزا، بخاطر لبخندی که سالیان سال همه مردم دنیا را سرکار گذاشته!

نخبه برنامه کودک: مجید قناد و قلقلی، بخاطر اینکه 50ساله با همون شکل و شمایل برنامه کودک درست میکنند.


شما هم میتوانید راه و روش نخبه شدن را یاد بگیرید

نوشته شده توسط یگانه در 4:19 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 14 مهر1386

 

دختر زیبا در مهمانی و روش های بازاریابی

 

 شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم ..

* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی

*شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي کنيد به ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيک در بازاريابي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاکتيکي در بازاريابي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.
به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافید به این میگن بدبیاری یا خطای بازار

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين که جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد . به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!

* شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

 

..:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:..

نوشته شده توسط یگانه در 3:17 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 7 مهر1386

 

 

8روش مفيد برای جلوگيری از بی شوهری!!

 

در راستای اينکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کليه خانمهای محترم می تونن از روش های زير استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

۱. روش کوزه ای : همان روش قرن های قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت . پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلی چرا ظرف مرا بشکست ليلی ؟

 نتيجه گيری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲. روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو ميکنی و ده تا شمع روشن ميکنی شکلات بين مردم تقسيم ميکنی تا مرد آرزوهات بياد.

نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع ميتونين فانوس هم روشن کنين .

۳. روش سوسکي : بخاطر ترس از يه سوسک که حتی ميتونی خودت اون رو تو خونه يا کوچه کار بذاری همچين محکم ميپری تو بغلش و بهش می چسبی که هيچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

 نتيجه گيری : با تشکر از کليه سوسک های محترم مقيم مرکز و حومه .

۴. روش تيپ : انواع تيپ های مختلف روی خودت پياده ميکنی بيست و دو کيلو و هفتصد و پنجاه گرم لوازم آرايش روی خودت خالی ميکنی و سعی ميکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خيابونه مجبور بشه حتما يک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خيابون می ايستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

 نتيجه گيري : خطر احتمال از بين رفتن آبروی چندين و چند ساله تان وجود دارد

 اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نيست اين دفعه !

۵. روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بيست کلاس ميشی بالاخره تو کل سال های دانشگاه يه خر خون ديگه پيدا ميشه که بياد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتيجه گيری : اگه شوهر پيدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدين و بعد ترک تحصيل کنين.

۶.روش مايه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پيست های اسکی و باشگاه های بيليارد و بولينگ و هر برنامه ی ديگری که ميتونی شرکت ميکنی و حواست فقط به يه شوهر مناسب هست تا چيز های ديگه .

نتيجه گيری : سعی کنين هميشه چند ميليون در کيف خود داشته باشين.

7. روش فاميلي : يه کاغذ بر ميداری و اسم تمام پسرهای فاميل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نويسی بعد شروع به بررسی و تفکيک ميکنی و اونهايیکه شرايط را دارن رو انتخاب ميکنی و يه برنامه ريزی برای عمليات تاکتيکی که بلاخره يه کدوم رو خفت کنی .

 نتيجه گيري : مي تونين روی يه بچه پنج ساله برای بيست سال آينده برنامه بريزين.

8. روش نامردي : جلوی يکی از اين ماشين های پليس يه دفعه می پری پسره رو ميگيری تو بغلت و دستت رو ميکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) ميگيری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه .

 البته اين روش برای اونهايی است که از کليه روش های بالا نا اميد شده اند و من شخصا این راه رو پیشنهاد نمیکنم ..

 

شاید راه های دیگری هم باشد ..

شما راهی در نظر ندارید ؟

خوشحال میشم کمک کنید...

البته من این پیشنهادات رو  برای خودم نمیخوام  میخوام به دوستام کمک بکنم

 

 

نوشته شده توسط یگانه در 3:9 PM | | لینک به این مطلب
شنبه 7 مهر1386
 

خدا رو شکر مساله حل شد وگرنه میمردم

.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط یگانه در 2:40 PM | | لینک به این مطلب